حوزه ها و مدارس علمی
ساليانى است كه شهر مقدس قم رسما به عنوان مركز علمى و فرهنگى جهان تشيع مطرح است و اين به واسطه اجلال نزول مراجع عظام تقليد و عالمان دين و تشكيل حلقات دروس حوزه در سطوح عاليه است و از آن جا كه طلاب علوم دينى در حين تحصيل همزمان به تدريس و تأليف و همچنين كارهاى تحقيقى مى پردازند، همين امور موجب شده است كه سطوح متوسط و حتى سطوح اوليه علوم ديني نيز در اين شهر علم و اجتهاد داير شود. البته اين رونق علمى در حوزه مقدس قم را ائمه معصومين (ع) نيز پيش گويى كرده بودند، از جمله اين كه امام صادق(ع) فرمود:... زمانى مى رسد كه از قم علم و دانش به ديگر شهرها از شرق تا غرب منتشر مى شود، تا جايى كه اين شهر بر شهرهاى ديگر دليل و اسوه گشته و تا آن جا كه هيچ كس درزمين نيست كه از قم به او بهره هاى علمى و دينى نرسد. آن گاه است كه زمان ظهور حجت خدا و قائم ما فرا مى رسد.
(بحارالانوار، ج 60، ص 213.)
به نظر مى رسد فعاليت هاى علمى و مذهبى در اين شهر مقدس به زمانى كه بر مى گردد اشعريون براى عمران و آبادانى و يا امنيت خود به اين منطقه روى آوردند و سنگ بناى مسائل علمى و مذهبى در اين شهر به دست عالم فقيه، و محدث نامدار عبدالله بن سعد اشعرى گذارده شد و سپس توسط عالمان بزرگوارى چون ابراهيم بن هاشم قمى ،« ابن بابويه» و زكريا بن آدم و احمد بن اسحاق قمى (ره) و ديگران از اصحاب ائمه معصومين(ع) رشد يافت، و بازار علم و ادب و نقل حديث در اين مركز شيعى رونق گرفت، تا جايى كه معروف است منقولات رجال حديث قم مورد امضاي ائمه معصومين (ع) بود. متقابلا علماي قم نيز با سخت گيرى و دقت تمام ناقلان تاريخ و حديث ر ابه زودى تأييد نمى كردند و حتى افراد ساده انديش و سست عقيده در نقل حديث را از اين شهر اخراج مى نمودند.
پس از گذشت ساليان متمادى از اين روش با حضور مرحوم ميرزاى قمى (ره) آن عالم فرزانه و سترگ توجه حكومت قاجار و شاهان اين سلسله به اين شهر مقدس بيش تر مى شود. هجرت مرحوم ملاصدرا آن فيلسوف بزرگ وحكيم متأله از شيراز و سكنا گزيدن ايشان در كهك قم برگ ديگرى از تاريخ علم و حكمت در اين شهر است و همچنين اقبال و اسكان حكيم نامدار مرحوم فيض كاشانى (ره) و تأسيس مدرسه مباركه فيضيه در جوار حرم مطهر و ملكوتى حضرت فاطمه معصومه (س) نشان از رشد فكرى و انديشه مردم و رغبت طلاب علوم ديني به اين شهر مقدس است.
اما از اواخر دوره قاجاريه و شروع دوره پهلوى، حوزه مقدس نجف اشرف با توسعه و رونق شگفت انگيز خود مركز اجتماع فرهيختگان فقه و فقاهت گرديد و تمام توجهات به آن شهر مقدس معطوف گشت و تبعا يك رخوت و سستى در حوزه مقدس قم پيش آمد و طلاب و عالمان ساكن در اين شهر باسختى زياد، دور از درياى علم (در حوزه نجف اشرف) با اندوخته هاى علمى و با آميزه اى ازغيرت ملى و يا از باب احساس تكليف از پرچم و چراغ علم و فضيلت نگهبانى مى نمودند. با مهاجرت مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (ره) در سال 1315 شمسى از اراك به قم و تشكيل جلسات و دروس حوزوى، غبار غربت از اين حوزه مقدس برداشته و روحى تازه در كالبد دانش پژوهان و طلاب اين شهر مقدس دميده شد.
تأسيس مدرسه دارالشفا در مجاورت مدرسه فيضيه نشانه اقبال طلاب جوان به اين حوزه مقدس بود واز آن سال ها ديگر در كنار حوزه علميه نجف نام حوزه علميه قم به طور جدى مطرح بود. پس ازارتحال مرحوم حاج شيخ عبدالكريم (ره) مجددا هاله اى از غربت اما زودگذر بر تارك اين حوزه مقدس سايه افكند.
اما علماي ثلاث يعنى مرحوم آيت الله حجت (ره)، مرحوم آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى (ره) و مرحوم آيت الله سيد صدر الدين صدر(ره) اين علم را دست به دست گرداندند تا اين كه اين دوره نيز با سختى هايش گذشت. در سال 1322 با هجرت نورانى حضرت آيت الله العظمى حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى اعلى الله مقامه الشريف و تشكيل درس عالمانه و عميق ايشان وكرسى هاى دروس علما و فضلاي گرانقدر و فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى ديگر در حوزه مقدس قم كه از طرفى با رحلت مرحوم آيت الله العظمى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى (ره) (در نجف اشرف) و ارجاع مرجعيت عامه شيعه به عالم وارسته حوزه قم يعنى آيت الله العظمى بروجردى (ره) و اقبال عمومى طلاب به مراجعت به وطن و بهره مندى ازفيوضات معنوى و علمى آن عالم و فقيه بزرگ، اهميت و منزلت حوزه علميه قم را به اوج رسانيد. از آن سال هابه بعداين حوزه مقدس در عرض و رديف حوزه نجف مورد توجه بود، گر چه پس از ارتحال حضرت آيت الله بروجردى (ره) فراز و نشيب هاى ديگرى ايجاد شد و در اين دوره تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى مجدداً مهاجرت هاى محدودى از سوى طلاب به نجف اشرف آغاز شد خصوصاً كه سياسيت هاى رژيم منحوس پهلوى عليه حوزه مقدس قم شدت گرفت .با آغاز نهضت امام خمينى در خرداد 1341 و قيام خونين طلاب و مردم و سركوب شدن آن قيام يك آرامش قبل از طوفان بر حوزه قم حاكم شد گرچه مبارزات مخفيانه ادامه داشت و علماي اعلام ـ حضرات آيات عظام، گلپايگانى و اراكى (ره) ونجفى مرعشى(ره) و علماي ديگر مسائل حوزه رارهبرى مى نمودند. سال 1357 با پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى خردمندانه امام خمينى (ره) و شروع جنگ تحميلى حكومت بعثى عراق عليه ملت و ميهن اسلامى ايران و مبارزه ددمنشانه آن رژيم بعثى با حوزه مقدس نجف اشرف و به شهادت رساندن و يا اخراج و تبعيد و شكنجه عالمان برجسته حوزه نجف، نهايتا پناهگاه اين عالمان و فقيهان شهر مقدس قم گشت و هم اكنون به بركت معنوى حضرت فاطمه معصومه (س) مجمع بزرگى از مراجع و آيات عظام و فقيهان و مجتهدان در اين شهر نورانى و ملكوتى ايجاد شده است كه مورد توجه جهانيان است. بحمدالله هم اكنون حدود هزاران نفر ازطلاب و دانش پژوهان علوم اسلامى در اين حوزه مقدس اشتغال دارند كه با زعامت مراجع عظام و مديريت مركزى برنامه ريزى هاى خاصى براى توسعه وبارور نمودن هر چه بيشتر علوم تخصصى و اسلامى در حال انجام است كه آينده روشن و بالنده ترى را نويد مى دهد .
در گوشه و كنار اين شهر علمى وجود مدارس علميه مختلف ديده مى شود كه جمعا به حدود 50 مدرسه علميه مى رسد
http://www.masoumeh.com/far/page.php?page=7&id1=5&href=8
از نخستين شهرهايى است كه در ايران مذهب تشيع را پذيرفت و از ربع آخر قرن اول هجرى فرهنگ شيعى فرهنگ مردم اين ديار شد مردم آن نخستين كسانى بودند كه براى امامان(ع) خمس فرستادند و ائمه شيعه بارها از اهل قم و اين سرزمين مقدس اسلامى به عظمتيادكردند.
امام على(ع) مىفرمايد:
«سلام اللّه على اهل قم و رحمة اللّه على اهل قم... هم اهل ركوع و خشوع و سجود و قيام و صيام. هم الفقهاء العلماء الفهماء. هم اهل الدين و الولاية و حسن العبادة صلوات اللّه عليهم و رحمة اللّه و بركاته.»
«سلام خدا بر مردم قم... آنان اهل ركوع و سجود و خشوع و نماز و روزهاند آنان فقيهان، عالمان و هوشمندانند آنان ديندار و دوستدار خاندان پيامبر(ص) و اهل عبادتهاى شايستهاند درود خدا و رحمت و بركت بر او و بر آنان باد.»
دوره اول
نخستين دوره از حوزه علميه قم به عصر امامت و شاگردان حوزههاى درس ايشان اختصاص دارد كه پس از اخذ علم و توانايى در نشر فرهنگ اسلامى، قم را به عنوان پايگاه شيعه انتخاب نموده و در آن به ترويج مكتب علوى پرداختهاند.
قم در قرن سوم هجرى مركز نشر حديث اماميه گرديد و آن زمانى است كه كوفه به عنوان نخستين پايگاه شيعى نفوذ خود را از دست داد و محدثانى بسان «حسين بن سعيد اهوازى» و برادرش ابتدا به اهواز و از آنجا به قم آمدند.
دوره دوم
اين دوره به دو قرن چهارم و پنجم هجرى اختصاص دارد كه شاگردان دوره اول يا شاگرد شاگردان آنها مىباشند.
در قرن چهارم رونق حوزه علميه رى حوزه علميه قم را تحت الشعاع قرار داد چرا كه با وجود شخصيتهايى چون شيخ صدوق در رى دانشجويان اسلامى رى را بر قم ترجيح مىدادند ليكن نبايد از خاطر دور داشت كه سيره علمى محدثان اسلامى بر اين بودهاست كه در شهرى بخصوص ساكن نباشند و با مسافرتهاى خويش علاوه بر نشر احاديث معصومين(ع) به فراگيرى احاديث از اساتيد فن همت گمارند لذا دانشمندان حوزه رى و قم نوعى تبادل فرهنگى داشتند و شايد از اين روست كه مورخين تاريخ قم و رى، برخى از دانشمندان اين دوره رابه شهر خويش منسوب مىدارند.
با اين حال شيخ آقا بزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعة نام دهها دانشمند قمى را در اين دوره ذكر كردهاست.
بدين ترتيب دوره دوم حوزه علميه قم را گروه كثيرى ازمحدثان و فقهاى شيعه شكل دادهاند كه شاگردان دوره اول و اساتيد علماى شيعه قرن پنجم بودهاند.
دانشمند متتبع شيخ عبدالكريم ربانى شيرازى 252 تن از اساتيد و 27 تن از شاگردان شيخ صدوق را در مقدمه «معانى الاخبار» (چاپ مكتبه صدوق) نقل كردهاست.كتب شيخ صدوق كه در اين دوره نگارش يافتهاست از مهمترين كتب اماميه شناخته مىشود و اگر ثمره تحرك علمى اين دوره را فقط به كتب شيعه اختصاص دهيم بايد آن را ارج نهاد چرا كه شيخ صدوق توانست آثار روايى شيعه از پيشينيان را به ارث برد و با تاليف سيصد كتاب مبانى اسلامى را با مهارتهاى قابل تحسين تدوين نمايد.
دوره سوم
اين دوره از قرن ششم تا قرن نهم هجرى را شامل استحوزه علميه قم در اين دوره از وضع مناسبى برخوردار نبود و مردم آن بارها قتل عام شده و شهر روبه ويرانى نهاد. هر چند مدتى نيز پايتخت تيموريان بود.
در تاريخ قم به قتل عامها و تخريب شهر بر مىخوريم ولى شايد حمله مغول در سال 631 از ويرانگرترين نوع آن قتل عامها و تخريبها به شمار رود كه تا عصر تيموريان باقى بوده و زكرياى قزوينى و حمداللّه مستوفى به آن اشاره كردهاند و تنها تاسيس «مدرسه رضويه» به اين دوره نسبت داده شدهاست.
با اين حال شيخ آقا بزرگ در طبقات اعلام الشيعه متجاوز از سى تن از دانشمندان قرن ششم را نام بردهاست كه رقم آنان در قرن هفتم به سه نفر تقليل يافتهاست و در قرن ششم تنها يك نفر نام برده و هفت تن از علماى قم را در قرن نهم ذكر كردهاست بدين ترتيب ركود علمى از قرن ششم شروع شد و در قرن هفتم و هشتم با حضور سلسلههاى ويرانگر مغول و تيموريان رشد كرد در قرن نهم علماى قم با اخذ تدابير زيركانه به مقابله با ركود فرهنگى برخاستند و در صدد تحكيم پايههاى علمى در حوزه پرسابقه قم برآمدند.
دوره چهارم
اين دوره از قرن دهم شروع مىشود و تا قرن سيزدهم معاصر با سلسلههاى صفويه افاغنه، افشاريه، زنديه، و قاجاريه امتداد مىيابد.
نخستين بخش از اين دوره معاصر با سلسله صفويه است كه با مهاجرت علماى شيعه جبل عامل لبنان به ايران و نشر تفكر اصولى شيعه همراه بودهاست و آن زمانى است كه در چند سال اول دولت صفوى چنين تشخيص داده شدهبود كه منصب حكومت از آن ولى فقيه است ليكن پس از چندى اين تفكر به فراموشى سپردهشد كه با بازگشت دانشمندان فرزانهاى بسان محقق كركى به عتبات عاليات همراه بود حوزه علميه اصفهان به موجب توجه صفويان از پرتحركترين حوزههاى جهان تشيع در اين دوره است با تاسيس مدارس شيعى در اصفهان و ديگر شهرهاى ايران چون قم، شيراز، قزوين و مشهد دانشهاى دينى و تفكر شيعى و از آن جمله علوم عقلى - فلسفه و كلام - رو به رشد گذاشت.
با رشد اخبارىگرى در حوزه اصفهان نه تنها علماى اصولى اين حوزه را ترك كردند بلكه برخى از دانشمندان علوم عقلى نيز از اين ديار رانده شدند. فيلسوف پرآوازه صدرالدين شيرازى مشهور به «ملا صدرا» در اين زمره قرارداشت.
هجرت صدر المتالهين شيرازى از اصفهان به قم هر چند موجبات ركود علوم عقلى را در حوزه اصفهان به همراه داشت ولى باعث رونق دانشهاى عقلى در حوزه علميه قم گرديد و با پرورش شاگردان و تاليفات خويش زمينه پذيرش تفكر اصولى را در اين حوزه فراهم ساخت; درحالى كه حوزه قم تا قبل از اين دوره بيشتر مهد پرورش محدثان شيعه بود و البته نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه محدثان قم خود از آن فرزانگانى بودند كه هر حديثى را براحتى قبول نمىكردند و در مقابل برخى كه به نقل روايات ضعيف مىپرداختند عكس العمل نشان مىدادند چنانكه «احمد بن محمد بن خالد برقى» «سهل بن زياد آدمى رازى» و «ابوسمينه محمد بن على صيرفى» از سوى «احمد بن محمد بن عيسى» بزرگ عالم قم از اين شهر تبعيد شدند و سال 255 ق به نام سال تبعيد محدثان و علما از قم شهرت يافت بعدها خالد برقى رابه قم بازگردانيدند ولى آن دو نفر ديگر همچنان در تبعيد به سربردند بعلت تبعيد اين افراد نقل روايات از راويان ضعيف و يا شهرت به غلو در حق ائمه(ع) بود.
صدرالمتالهين محمد بن ابراهيم شيرازى (979 - 1050ق.) از فلاسفه و متكلمان و مفسران شيعه است كه در اين دوره مىزيستهاست و دوران حضورى وى در حوزه علميه قم مقارن با عصر گوشهگيرى و انقطاع اوست كه به پرورش شاگردان و تاليف و تصنيف پرداخته و تامل در علوم را بر آميزش با مردمان ترجيح دادهاست.
ظهور علم اصول
چنانكه گذشتحضور حكماى الهى در اين دوره از حوزه علميه قم باعث ظهور علم اصول در آن گرديد چرا كه فلاسفهاى چون صدرالمتالهين شيرازى زمينه انديشه آزاد را در حوزه قم ايجاد كرده بودند لذا ميرزاى قمى قدس سره(1151 - 1231) پس از تحصيل در عتبات عاليات و بهرهمندى از اساتيد فقه و اصول حوزه علميه نجف اشرف و كربلا بسان وحيد بهبهانى دامنه اصول فقه را از عتبات عاليات به قم كشاند و آن زمانى بود كه پس از بازگشت از عراق حوزه اصفهان و شيراز را مناسب مقام خويش نيافت و وقتى وارد حوزه علميه قم شد تشنگان معارف جعفرى را با فقه شيعى و مبانى اجتهادى آن آشنا ساخت و مرجع دينى شيعيان در عصر خود شد و با تاليف و تدريس اصول استنباط و منطق اجتهاد به محقق قمى مشهور گرديد. كتاب «القوانين المحكمة فى علم الاصول» از مهمترين كتب وى مىباشد كه تا زمان ما از كتب درسى حوزهها محسوب مىگرديد.
بدين ترتيب اگر هشام بن حكم (متوفى 199 ق.)، «يونس بن عبد الرحمن»، «ابوسهل نوبختى»و «حسن بن موسى نوبختى» را كه از اصحاب ائمه(ع) بودند نخستين دانشندان شيعى و مؤلفان علم اصول و ترويج دهندگان آن بدانيم ميرزا ابوالقاسم قمى در آن رديف از چهارمين دوره مدرسه اصول شيعه است كه حوزه علميه قم را براى تربيت دانشمندان علم اصول برگزيده است; هر چند پيش از وى سيد مرتضى حوزه علميه بغداد را براى اين مقام انتخاب كردهبود و شيخ طوسى در مرحله نخستحوزه نجف و در مرحله دوم حوزه علميه قم از پركارترين حوزههاى شيعه دراين علم شريف بودهاند; اگر چه فرزانگانى بسان «فاضل تونى» در حوزه علميه مشهد نيز به اين علم پرداخته و با تبحرى كه داشتهاند مخالفان اخبارى را پاسخ دادهاند.
حضرت آية اللّه العظمى ميرزا ابوالقاسم قمى قدس سره با سعى وافرى كه در ايجاد جنبش اصولى از خود نشانداد احياگر علم اصول در حوزه علميه قم شناختهشد و با پرورش شاگردانى بسان «سيد محمد باقر حجة الاسلام» «حاج محمد ابراهيم كلباسى»، «آقا محمد على هزار جريبى»، «آقا احمد كرمانشاهى»، «سيد محمد مهدى خوانسارى»، «سيد على خوانسارى»، «ميرزا ابوطالب قمى»، «حاج ملا اسد اللّه بروجردى»، «حاج ملا محمد كزازى»، تفكر اصولى را از حوزه قم به حوزههاى اصفهان، قمشه و كرمانشاه انتقال داد و با نوآورىهاى خويش تحولى شگرف به حوزه قم بخشيد و سالها ركود و سكوت را به عصر طلايى جهاد و اجتهاد تبديل نمود.
دوره پنجم
اين دوره از اواخر قرن سيزدهم شروع مىشود و تا عصر حاضر امتداد مىيابد. نقطه تحول اين دوره از زمانى آغاز مىشود كه حضرت آية اللّه العظمى حائرى قدس سره در اين حوزه مسكن گزيد و با انفاس قدسيه خويش حوزه علميه قم را جانى تازه بخشيد و به «آية اللّه مؤسس» شهرت يافت.
پيش از آية اللّه حائرى علامه مجاهد آية اللّه شيخ محمد تقى بافقى يزدى از نجف اشرف به قم مهاجرت كرد و با هماهنگى بين دانشمندانى چون«آية اللّه حاج شيخ ابوالقاسم كبير قمى» و «آية اللّه حاج شيخ مهدى»و «آية اللّه حاج محمد ارباب» مقدمات تاسيس حوزه را فراهمآورد آنان پس از بحث و بررسى به اين نتيجه رسيدند كه فردى خارج از قم به اين شهر آمده رايت علم و فقه را در حوزه برافرازد شخصى كه خود از جهات علمى و تقوايى به مدارج عالى كمال نايل آمده و توانايى رهبرى و رياستحوزه علمى شيعه را داشتهباشد اين شخصيت برجسته كسى جز آية اللّه شيخ عبدالكريم حائرى نبود دانشمند فرزانهاى كه از محضر اساتيد عتبات عاليات بهره برده و به درياى علوم اهل بيت(ع) پيوسته بود.
هجرت آية اللّه حائرى از اراك به قم و سامان بخشيدن به نظام آموزشى آن به اندازهاى اهميت دارد كه حضرت امام قدس سره حضور نيافتن ايشان در آن دوره را برابر با از ميان رفتن اسم و رسم مسلمانى دانستهاند.
چه آنكه بيانات حضرت روحاللّه همواره دور از مبالغه است و تاريخ اين دوره برابر با تهاجم به پيكره دين اسلام مىباشد و از اين روست كه آية اللّه حائرى را آية اللّه مؤسس مىنامند. زيرا بىحضور ايشان نه تنها از حوزه علميه قم اثرى نمىماند بلكه آيين توحيدى نيز رخت برمىبست.
نزديكى حوزه علميه قم به مركز باعثشد كه رهبر شيعيان و مرجع تقليد آنان بر اصول سياست گذارى دولتها نظارت داشتهباشد و اگر اصلى با موازين اسلامى موافق نباشد به مخالفت پردازد و اين پايه گذارى نهضت علمى در قم به متابعت از تشكل حوزه در شهر سامرا بود كه در نزديكى بغداد (مركز عراق) جاى گرفتهبود.
نخستين سال تاسيس حوزه علميه قم مقارن با تبعيد برخى از مراجع عظام و نوابغ قرن چهاردهم هجرى از عتبات به ايران بود.
1 - آية اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى
2 -آية اللّه ميرزا حسين نائينى
3 - آية اللّه سيد على شهرستانى
4 - آية اللّه سيد عبدالحسين حجت كربلايى
5 - آية اللّه شيخ محمد حسين اصفهانى غروى
6 - آية اللّه شيخ مهدى خالصى
از جمله دانشمندانى بودند كه به همراه برخى از شاگردانشان به ايران تبعيد و در حوزه قم ساكن شدند.
سال 1363 ق. برابر با ورود حضرت آية اللّه العظمى بروجردى قدس سره به حوزه علميه قم بود هر چند ايشان در زمان آية اللّه مؤسس از سوى وى به قم دعوت شدهبود ليكن كنارهگيرى از مناصب اجتماعى را ترجيح داده، دعوت آية اللّه حائرى را اجابت نكردند تا در اواخر سال 1363 ق. دوران رياستسه مرجع بزرگوار - خوانسارى، حجت، صدر - به قم آمده، در حوزه علميه قم اقامت اختيار كردند.
حضرت آية اللّه بروجردى علاوه بر علوم اسلامى چون فقه و اصول و رجال و حديث در فلسفه و كلام و هيات يدى طولانى داشت وخود تا پيش از ورود به حوزه علميه قم به تدريس فلسفه مشغول بود و با ورود به قم تدريس فقه و اصول را آغاز نمود كه درس اصول شش سال دوام يافت و درس فقه را تا آخرين روزهاى حيات تدريس نمود.
حضرت آية الله العظمى امام الموسوى الخمينى از مراجع تقليد شيعه و از بزرگانى بود كه پس از آية الله بروجردى رهبرى حوزه علميه قم را به دست گرفت امام خمينى ضمن تدريس و تعليم دانشجويان علوم دينى مبارزات سياسى خود را بر عليه رژيم منحوس پهلوى ادامه داد تا اينكه توسط نظام حاكم به خارج از وطن خويش تبعيد شد.
«حضرت آية الله سيد شهاب الدين حسيني مرعشى نجفى» از دانشمندان فرزانهاى است كه بنا به درخواست آية الله مؤسس به قم آمد و به تربيت دانشجويان دينى پرداخت همزمان با ايشان آية الله العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى و آية الله شيخ محمد على اراكى از اساطين بزرگ حوزه عليه قم بودند كه زعامت و مرجعيت مردم و حوزه قم را به عهده گرفتند علاوه بر اين مراجع بزرگوار در اين دوره رجال علم و دانشمندانى در علوم مختلف اسلامى حوزه قم را مركز دانشپژوهى و تعليم و تربيت قرار دادهاند و مدرسان و مجتهدان و مبلغان دوره آينده را تربيت مىكنند كه ما فعلا از ذكر نام آنها صرف نظر كرده و در بخش معرفى علماى قم مفصلا آنها را معرفى خواهيم كرد.
حوزه فلسفى قم
با توجه به اينكه بحثهاى عميق فلسفى در كلام پيشوايان شيعه وجود داشتحوزههاى علميه جهان تشيع بيش از حوزههاى اهل سنت به فلسفه روى آوردند و چون ايران مكتب تشيع را پذيرفته بود پس از«شيخ الرئيس ابن سينا» حوزه فلسفى به ايران انتقال يافت و قريب به اتفاق فلاسفه بزرگ جهان اسلام از ميان شيعيان و ايرانيان برخاست دوره چهارم از حوزه علميه قم نخستين دوره از پيدايى حوزه فلسفى در اين شهر مقدس است كه با هجرت «صدر المتالهين شيرازى» (979 - 1050) و تربيتشاگردانى چون «فيض كاشانى» «فياض لاهيجى» به وجود آمد و با دانش اندوزى «قاضى سعيد قمى» ادامه يافت.
علامه طباطبايى كه خود از شاگردان حوزه فلسفى نجف اشرف و از اساتيد حوزه قم در دوره پنجم است تاريخ فلسفه اسلامى را اين گونه بيان مىدارد:
«نظر به اينكه بحثشيعه در حقايق معارف با روش تحليل و انتقاد و كنجكاوى عقلى آزاد بود و بحثهاى عميق فلسفى در كلام پيشوايان اين طايفه به حد وفور وجود داشت اين طايفه نسبت به بقيه طوايف اسلامى استعداد بيشترى به فرا گرفتن فلسفه داشتند و از اين روى هنگامى كه كتب فلسفى يونان و غير آن به عربى ترجمه شد و كم و بيش در ميان مسلمين رواج يافت (با اين خاصيت كه مطالب فلسفى در حوز افهام همگانى نيست) در نفوس شيعه نسبت به ديگران تاثيرى عميقتر داشته است و نقشى روشنتر مىبست.
در ابتداى حال مكتب اشراقين در اسلام رواج نيافت و حكما و فلاسفه اسلامى به مكتب مشائين (اتباع ارسطو) اقبال نمودند ولى ديرى نگذشت كه به نزديكى رابطه فلسفه و دين پىبرده و در صدد توفيق ميان فلسفه و دين برآمده و بحثهايى تا اندازهاى ساده و ابتدايى انجام دادند اين حقيقت را در تاليفات «معلم ثانى، ابىنصر محمد بن طرخان فارابى» و پس از آن در تاليفات تقسيرى «شيخ الرئيس ابن سينا» مىتوان يافت.»
ايشان ادامه مىدهند فلاسفه اسلامى دريافتند كه با هر يك از سه راه دين، فلسفه، عرفان، مىتوان به حقايق كليه آفرينش نايل گرديد با اين ويژگى كه زبان دين،زبان همگانى است كه با بيانى ساده آدمى را به اسرار آفرينش آگاه مىكند ليكن مطالب فلسفى تنها در خور فهم گروهى خاص است كه با رياضات عقلى ورزيده شده و برهان را از قياسات جدلى و خطابى تميز مىدهند و اهل عرفان با تعليمات دينى و رياضات شرعى آيينه نفس را صيقلى داده و طبق عنايتهاى الهى حقايق را مشاهده مىكنند علامه طباطبايى پس از برشمردن سير فلسفى مىفرمايد:
«كليد رمزهايى به دست اين فلسفه اسلامى افتاده كه هرگز در فلسفه هاى كهن «كلد» «مصر»، «يونان» و «اسكندريه» به دست نمىآيد.»
در نتيجه اولاً مسايل فلسفى كه به حسب آنچه از كتب فلسفى گذشتگان به عربى ترجمه شده و به دست مسلمين رسيده و تقريبا دويست مساله بوده در اين مكتب فلسفى تقريبا به هفتصد مساله بالغ مىشود.
ثانياً: مسايل فلسفى كه مخصوصاً درمكتب مشائين از يونانىها به طور غير منظم توجيه شده و نوع مسايل از همديگر جدا و به همديگر مربوط نبودند در اين مكتب فلسفى حالت مسايل يك فن رياضى را پيداكرده و به همديگر مترتب شدهاند به نحوى كه با حل دو سه مساله اولى كه فلسفه را افتتاح مىكنند همه مسائل فلسفى را مىتوان حل و توجيه نمود وبه همين جهت به آسانى مىتوان رابطه فلسفه را از طبيعيات قديم و هيات قديم قطع كرد و در نتيجه هيچ گونه برخورد و منافاتى ميان اين مكتب فلسفى و علم امروز اتفاق نمىافتد.
ثالثاً: فلسفه تقريباً جامد و كهنه به واسطه روش اين مكتب فلسفى به كلى تغيير وضع و قيافه داده و مطبوع طبع انسانى و مقبول ذوق و عقل و شرع مىباشد و مسايلى را كه علم جديد تازه موفق به كشف آنها شده يا اميد حل آنها را دارد اين مكتب فلسفى يا مايه شگرفتخود به طور عموم و كليت به حل آنها موفق يا شالوده حل آنها را مىريزد.
چنانكه به واسطه حل شدن مساله «حركت جوهرى» كه سيصد سال پيش با اين روش فلسفى حل شده است مساله «بعد چهارم در اجسام» به طور روشن بدست آمده و با اين مساله «نسبيت» (البته در خارج از افكار نه در افكار) روشن گرديده است و مسايل ديگرى كه هنوز از راه علم مورد بحث نشده به طور كليتخاتمه يافتهاست.»
در دوره متاخر حوزه فلسفى قم شخصيتهاى فرزانهاى را به خود ديد كه در تفكر فلسفى و سياسى جهان اسلام نقش مؤثرى داشتند همان گونه كه در دورههاى پيشين نيز با وجود حكيم الهى صدر المتالهين شيرازى و شاگردانش حوزه فلسفى قم نقش مهمى در دوره صفوى داشت.
«حكيم متاله آية اللّه سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى» (1310 - 1395ق.) از جمله شخصيتهاى علمى و فلسفى بودند كه علوم عقلى را در حوزه تهران از آية اللّه حاج شيخ عبد النبى نورى، حكيم ميرزا محسن كرمانشاهى، فاضل تهرانى و ميرزا محمود قمى آموخته بود. در زمان آية اللّه حائرى به قم آمده و به تدريس علوم عقلى پرداخت و از نخبهترين شاگردان ايشان در اين عصر حضرت امام خمينى قدس سره است.
آية اللّه رفيعى قزوينى سپس مدتى در تهران اقامت نمود و مكتب فلسفى قم را شاگردان ايشان اداره مىكردند البته معظم له در زمان مرجعيت آية اللّه بروجردى نيز دو ماه در قم اقامت نمودند ليكن انتقال حوزه فلسفى تهران به قم و تربيتشاگردان فلسفه و حكمت به دوره نخست اقامت ايشان در قم برمىگردد.
«حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى» قدس سره حكيم متاله و عارف واصلى است كه پس از استاد مكتب فلسفى وى را تداوم بخشيد ويژگى خاص حضرت امام ژرف نگرى معظم له به مسايل فلسفى و توجه به ابعاد مختلف علوم اسلامى بود لذا مباحث پراكنده فلسفى فقهى اخلافى و عرفانى را كه در انديشه فلسفه سياسى نقش داشتند به صورت منسجم در مكتب درس ايشان مطرح شد و نظريه «ولايت فقيه» كامل شده و در مكتبهاى فلسفى و فقهى حوزههاى علميه پيروانى يافت كه با گسترش آن از حوزه علميه قم به انقلاب اسلامى و تاسيس حكومت اسلامى انجاميد.
«حضرت آية اللّه سيد محمد حسين طباطبايى» از ديگر شخصيتهاى فلسفى بودند كه در اشاعه انديشه صدرايى و رواج آن سهم عمدهاى داشت و چند دوره «اسفار» و «شفا» را تدريس نموده و «بداية الحكمه» و «نهاية الحكمة» را در ترويج مكتب صدر المتالهين به رشته تحرير درآوردند البته تاليفات علامه طباطبايى به دو اثر خلاصه نمىشود ايشان دهها كتاب، رساله و يا تعليقه در فلسفه الهى داشتند نقش مؤثر ايشان در حوزه فلسفى قم طرح نظريات فلسفه الهى به سبك جديد و پاسخ به فلسفه مادى «ماترياليسم ديالكتيك» بود. با برپايى انجمنى علمى و طرح مسايل جديدى كه در حوزه تفكر مادى مطرح شده پاسخ برهانى خويش را در«اصول فلسفه و روش رئاليسم» تهيه ديد كه با شرح شاگرد فرزانهاش «استاد شهيد آية اللّه مرتضى مطهرى» اعلى اللّه مقامه الشريف اين سيره علمى در اقصى نقاط عالم اسلامى منتشر شد.
«علامه شهيد مرتضى مطهرى» پيرو مكتبى فلسفى دو استاد فرزانهاش حضرت امام خمينى و علامه طباطبايى بود كه با تدوين و تدريس كتبى در فلسفه تطبيقى و نقد تفكر ماركسيسم مبانى فكرى فلسفه اسلام را در حوزه قم و تهران به اقشار مختلف فرهنگى اعم از طلاب علوم دينى، دانشجويان و عموم مردم رواج داد.
البته اساتيد ديگرى نيز در حوزه فلسفى قم به تدريس اشتغال داشته و دارند كه برخى از آنها عبارتند از:
- آية اللّه عبد اللّه جوادى آملى
- آية اللّه حسن حسن زاده آملى
- آية اللّه محمد تقى مصباح
آنچه كه در اين دوره از حوزه فلسفى اهميت ويژه دارد رشد تفكر فلسفه سياسى است كه شايد بتوان گفت در هيچ يك از دورههاى فرهنگى اين رشد و شكوفايى در حوزههاى علميه روى نداده است.
در اين دوره مبانى انديشه سياسى اسلام مورد بررسى قرار گرفته و اصول اوليه تدوين مىيابد تا نظريه «ولايت فقيه» به صورتى جامع و كامل مطرح شده و تا نقد مكاتب فلسفى غرب جايگاه خويش را در متن جامعه پيدا مىكند.
در اين دوره ديگر بار پس از هزار و چهار صد سال مبانى عقيدتى و فلسفه سياسى اسلام از كتابها و كتابخانهها و انديشههاى فردى خارج شده و در متن جامعه پياده شده «مدينه فاضله اسلامى» برپا مىگردد.
http://www.tebyan.net/hawzah/hawzah_school_centres/internalseminaryschools/men/2008/11/30/79942.html
مؤسس مدرسه فيضيه

پرسش :
گفته شده مدرسه فيضيه توسط فتحعلي شاه تأسيس شد، اگر صحيح است پس چرا آن را به نام فيض كاشاني نسبت ميدهند؟
پاسخ :
شهر قم از ديرباز مأوي و مأمن شيعيان و مركز علم و حديث و فقه و فقاهت بوده است، چنانكه مقابر و زيارتگاههاي برجاي مانده از گذشته حكايت از اين حقيقت دارد كه اين شهر به خاطر مركزيت تشيع يكي از قطبهاي علمي و مراكز مهم جهان اسلام خصوصاً تشيع به شمار ميآيد. مدارس ديني و بناهاي مذهبي ديرپا در اين شهر وجود دارد كه در گذشته در آنها علم فقه حديث و قرآن و ساير علوم الهي و... تدريس ميشد.[1]
هر يك از بزرگان شيعه براي ترويج علوم دست به ايجاد مدارس علمي در اين شهر نمودهاند از جمله مدارس مهم علمي اين شهر كه در دوره صفويه به خاطر حمايتهاي سلسله صفويان از مذهب شيعه تأسيس شده مدرسه فيضيه ودارالشفاء است اين دو مدرسه در عصر صفويان در قم تأسيس شده، مدرسه فيضيه قبل از مدرسه دارالشفاء تأسيس شده است و بخاطر حسن همجواري آنها با مرقد مطهر كريمه اهلبيت از مزيت خاصي برخوردار شدهاند و نام حوزه قم را با نام حضرت معصومه در جهان معروف نمودهاند.
قم از قرنهاي اولية اسلامي مركز شيعيان شده در اين شهر بزرگاني از اصحاب ائمه زيسته و به ترويج علوم اسلامي پرداخته، بذر علم در اين شهر از ديرباز پاشيده شد اما گسترش عمده آن از دوران صفويان آغاز شده «مدرسة فيضيه از بناهاي عهد صفويه است كه در جنب صحن كهنه بنا شده به طوري كه نوشتهاند از بناهاي شاه طهماسب اول است چنانكه بر سر در ايوان جنوبي مدرسه كه به طرف صحن كهنه باز ميشود كتبيه آن بنام شاه طهماسب صفوي است. عين عبارت كتيبه اين است قد اتفق بناء هذه العماره الشريفه والعتبه السنيه والسده العليه الفاطميه في زمان دولة سلطان اعاظم السلاطين برهان اكارم خلف الخواقين خليفة الانبياء والمرسلين والائمه الطاهرين المعصومين شيد مباني الشريعه المصطفويه مؤسس اساس المله المرتضويه رافع الويه العدل والاحسان ابوالمظفر شاه طهماسب بهادر خان... بسعاية تعاوة اكابر السادات والنقباء الاشراف الامير شرف الدين اسحق تاج الشرف الموسوي في سنة «934».[2]
بنابر نقل متون معتبر تاريخي بناي اوليه اين مدرسه مربوط به قرن ششم هجري است كه با نام مدرسة آستانه مشهور بوده است. و بعد در زمان صفوي تجديد بنابراين گرديد و در نيمه نخستين قرن سيزدهم بناي مدرسه فيضيه جايگزين مدرسه آستانه شد.[3]
به طوري كه نوشتهاند بناي اوليه تا حدود حوض وسط مدرسه بوده و وجه تسميه به فيضيه را نيز چنين گويند كه چندي محدث حكيم و فقيه عليم عالم رباني مولي محسن فيض كاشاني در اين مدرسه سكونت داشته ولي چون ظاهراً در جنب مزار سركار فيض آثار است بدين نام موسوم گشته. اما بناء فعلي مدرسه مربوط به دوره فتحعلي شاه است كه در سنه 1213 و 1214 هجري بنياد شده و بناي سابق را خراب كرده و مدرسه را بزرگ و رفيع نمودهاند و به طوري كه نوشتهاند 75 ذرع طول و 50 ذرع عرض است مشتمل بر چهل حجره تحتاني و 4 ايوان رفيع بنيان و غرفات سپهرنشان كه در آن تاريخ دوازده غرفه بود و حوض مربع دوازده ذرع در دوازده ذرع و در جدول آب در طول 12 ذرع و در عرض 3 ذرع (حوضهاي طرفين فعلاً پر كردهاند.».[4]
وجه تسميه اين مدرسه به نام فيضيه شايد به اين خاطر بوده است كه فيض كاشاني مدتي در شهر قم اقامت و در اين مدرسه تدريس مينمود و محل تدريس يا محل اقامت دائمي او بوده است كه بين مردم بنام مدرسه فيض معروف شده چنانكه نام مدارس قديم در بغداد به نام نظاميه كه مؤسس و مروج آنها خواجه نظام الملك بوده است معروف شده، و شايد علت تسميه آن بنام فيضيه هنگامي كه در عصر قاجار تجديد بنا ميشد، بنابر پيشنهاد علماي عهد قاجار بوده است كه خواستهاند بنام فيض كاشاني بنا شود چنانكه در مقدمه ديوان فيض چنين نوشتهاند «... مدرسه فيضيه قم نيز بنام او بنياد شده و سالهاست كه از مراكز علمي عالم تشيع است و وي نيز روزگاري در اين دانشگاه اسلامي به تدريس و تعليم علوم عقلي و نقلي اشتغال داشته است.[5] چنانكه روشن است، فيض كاشاني از علماي بزرگ عهد صفويه است كه معاصر با شاه عباس و شاه صفي و شاه سليمان بوده است و او يكي از برجستهترين شاگردان ملاصدراي شيرازي و داماد او بوده،[6] از خاندان فيض علماي بزرگي برخاستهاند كه تا امروز به فرهنگ اسلامي خدمت نموده و مينمايند، از جمله آنها مرحوم آيت الله العظمي فيض قمي و دكتر فيض مي باشد كه اكنون در دانشگاهها تدريس و اشتغال به خدمات فرهنگي دارد،[7] لذا احتمال دارد كه در عصر قاجار نيز بنابر پيشنهاد نوادههاي فيض كه در شهر قم رياست شرعي داشتهاند اين نام به مدرسه فيضيه نهاده شده است. براي مطالعة بيشتر ميتوانيد به كتاب گنجينة دانشمندان آقاي رازي و كتاب مدارس ديني شيعه نوشتة آقاي اصفهاني مراجعه كنيد.

شوراي عالي حوزة علمية قم در تاريخ 10/12/1375 مرکز مديريت حوزههاي علمية خواهران را با وظايف معين تأسيس نمود تا با مديريت واحد، مدارس علمية خواهران را سازماندهي، هدايت و نظارت کند و از آن پس فصلي نوين و تحولي مناسب با شرايط جديد فرهنگي، علمي و اجتماعي در حيات مادي و معنوي زن مسلمان ايراني به وجود آورد
حوزههاي علمية شيعي از آغاز در حفظ و پاسداري از کيان اعتقادي جامعة اسلامي, نقشي اساسي و تاريخي داشته و در تکاپوي حوادث واقعه، رسالت عمدة خويش را مصروف گسترش و تعميق آموزههاي ديني و دفاع از ارکان انديشة اسلامي کردهاند.
از آغاز شکل گيري حوزههاي علمية شيعه، تحصيل علوم ديني بانوان نيز, اگر چه به صورت منفرد و پراکنده, همگام با آن آغاز گشته است و در خلال آن زنان دانشمند بسياري پا بر عرصة اين حوزه نهاده و مايه مباهات آن شدهاند.
مراکز تحصيلي علوم ديني زنان به شکل سامانيافته تا پيش از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران از حدود چهار دهه پيش به تعداد کمي وجود داشت. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(س) و به دليل ايجاد شرايط نوين و احساس نياز بيش از پيش به مدارس ديني حوزوي خواهران، چنين مدارسي به سرعت گسترش يافت و با برنامهها و ساختارهاي متنوعي که از برخي مدارس علمية موجود الگو گرفته شده بود، به فعاليت پرداخت.اما به ويژگيهاي زنان و مسؤوليتهاي متفاوت آنان در مقايسه با مردان و ضرورت وجود سازماني که به اين ويژگيها توجه نمايد و نيز ضرورت هماهنگي و برنامهريزي متمرکز براي حوزههاي علمية خواهران, براي نيل به وضعيت مطلوب آموزشي، تربيتي، تبليغي و پژوهشي و نيز حمايتهاي لازم براي تسهيل در تحقق اين وضعيت، فراخوان به ضرورت بزرگتري براي طراحي نظامي کلان و جامع براي مدارس علمية خواهران بود.بر اين اساس، شوراي عالي حوزة علمية قم در تاريخ 10/12/1375 مرکز مديريت حوزههاي علمية خواهران را با وظايف معين تأسيس نمود تا با مديريت واحد، مدارس علمية خواهران را سازماندهي، هدايت و نظارت کند و از آن پس فصلي نوين و تحولي مناسب با شرايط جديد فرهنگي، علمي و اجتماعي در حيات مادي و معنوي زن مسلمان ايراني به وجود آورد.
ساختار کلي مرکز مديريت حوزههاي علمية خواهران
مرکز مديريت حوزههاي علمية خواهران داراي مجموعه اهداف، ساختار و سلسله وظايفي به شرح ذيل ميباشد:
الف. اهداف
هدف نهايي اين مرکز ساماندهي امر تربيت طلاب خواهر در مدارس علميه از طرق ذيل ميباشد:
- طراحي نظامهاي آموزشي، تربيتي و پژوهشي متناسب
- طراحي و تعيين روشها و ضوابط و مقررات لازم؛
- هدايت و نظارت بر تحقق برنامهها، نظامها و ضوابط مصوب؛
- پشتيباني علمي و خدماتي مدارس علمية خواهران با تکيه بر استقلال آنها.
براي تحقق اين اهداف کلان، مرکز مربوط، برخي اهداف مرحلهاي و حمايتي ديگري را نيز در برنامه خود گنجاند؛ از قبيل:
" ايجاد وحدت رويه در امور مدارس؛
" ملاحظة هماهنگي برنامهها، روشها و نظامها با ويژگيهاي خواهران؛
" فراهم سازي امکان تعامل و تبادل امکانات با ساير نظامهاي آموزشي؛
" حفظ استقلال مدارس؛
" ارائة تسهيلات و اعمال حمايتهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي در جهت تکميل و توسعة مدارس خواهران.
ب. ساختار سازماني مرکز
تشکيلات مرکز شامل دو حوزة اصلي، يعني حوزة مديريت مرکز و حوزة معاونتهاي مرکز ميباشد.
حوزة مديريت مرکز شامل دو دفتر «برنامهريزي و نظارت» و «مطالعات و تحقيقات زنان» است که دفتر نخست عهدهدار امر طراحي و برنامه ريزي، اطلاع رساني و نظارت و ارزيابي بوده و دفتر دوم متکفل تبيين و معرفي امور و مسايل زنان، طرح معارف اسلامي و پاسخگويي به شبهات در اين عرصه ميباشد.
حوزة معاونتها با برخورداري از پنج معاونت فرهنگي- تربيتي، آموزش، پژوهش، ارتباطات و شهرستانها و اداري- مالي، وظايف محوله را به انجام ميرساند؛ بدين ترتيب که سازماندهي امور تربيتي و پرورشي مدارس و پرورش امور معنوي و اخلاقي و رفتاري طلاب بر عهدة «معاونت فرهنگي- تربيتي» است و «معاونت آموزش» هدايت و نظارت برپذيرش، تحصيل، امتحانات و امور فارغ التحصيلي را بر عهده دارد. نظام، برنامهها و متون آموزشي و پرورشي در «معاونت پژوهش» تهيه و تدوين شده و پژوهشها و خواهران پژوهشگر از اين طريق سازماندهي ميشوند. «معاونت ارتباطات و شهرستانها» امر صدور مجوز تأسيس و فعاليت مدارس، گسترش و تعميق ارتباطات مدارس و ساير امور کلان مربوط به ادارة مدارس را عهدهدار است و در نهايت «معاونت اداري- مالي» پشتيباني و ارائة خدمات اداري و مالي به مدارس و مرکز را بر عهده دارد.
د. وظايف و اختيارات 1.مدير مرکز
" هدايت و نظارت بر فعاليتهاي مرکز؛
" تنظيم امور و ايجاد هماهنگي ميان قسمتها و مسؤولين مرکز؛
" ابلاغ مصوبات شوراي عالي حوزة علمية قم به واحدهاي تابعه؛
" عزل و نصب معاونين و مسؤولين دفاتر پس از پيشنهاد به شوراي عالي؛
" عزل و نصب مديران مدارس؛
" اعطاي مجوز تأسيس مدرسه با هماهنگي شوراي عالي.
2. شوراي اداري
اين شورا، متشکل از مسؤولين و معاونين مرکز و مهمترين مرجع تصميمگيري در امور اجرايي و اداري مرکز ميباشد.
اهم وظايف اين شورا به شرح ذيل است:
" تصميم گيري در امور اداري و اجرايي؛
" بررسي و تصويب شرح وظايف معاونتها و دفاتر؛
" بررسي و تصويب ضوابط و مقررات مربوط به ادارة مدارس علمية خواهران؛
" بررسي و تصويب کيفيت هدايت و نظارت بر مدارس علميه؛
" بررسي و تصويب اقدامات لازم سياسي و اجتماعي مدارس؛
" تصميمگيري در مورد تعطيلات غير رسمي مدارس و نيز گشايش و اختتام حوزههاي تابعه.
3- دفتر برنامهريزي و نظارت
اين دفتر با سه مديريت، وظايف ذيل را بر عهده دارد:
3-1. مديريت نظارت و ارزشيابي
نظارت و ارزيابي اجراي برنامهها، ضوابط و مقررات مرکز و نيز ارزيابي امور محرمانه و شکايات اشخاص بر عهدة اين مديريت ميباشد.
3-2. مديريت آمار و اطلاعات
اين مديريت، آمار و اطلاعات مربوط به مدارس علمية خواهران، ديدگاهها و نظرات شخصيتها و گروههاي مؤثر کشور، در مورد مدارس علمية خواهران، ميزان رشد مدارس علميه و سطح فرهنگي طلاب خواهر را جمعآوري و ارزيابي کرده, اطلاعات، اخبار و گزارشهاي لازم را تهيه، تنظيم و در اختيار اشخاص و مراجع ذيربط قرار ميدهد.
نشرية گلچين خبر ارگان اطلاع رساني اين مديريت، هر دو هفته يک بار در سطح مديران ستادي، مديران و دستاندرکاران مدارس به صورت داخلي منتشر ميگردد.
3-3. مديريت برنامه و بودجه
اين مديريت، برنامه و بودجة ساليانه را بر اساس پيشنهاد معاون و مسؤولان دفاتر تنظيم و آيين نامهها، ضوابط، مقررات و طرحهاي ارايه شده را بررسي و آماده کرده, در دستور کار شوراي اداري قرار ميدهد.
4. دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
اين دفتر نهادي است علمي- پژوهشي وابسته به مرکز مديريت حوزههاي علمية خواهران که در مهر ماه سال 1377 تأسيس شد و داراي دو مديريت «اطلاع رساني» و «پژوهش» ميباشد.
اهداف اين دفتر عبارتند از:
" تبيين ديدگاه نظاممند دين پيرامون زن و خانواده: توجه به اصل مجموعهنگري و هماهنگي و پرهيز از نگاه تک بُعدي و جزئي، توجه به کارآمدي دين در موضوع برنامهريزي اجتماعي، توجه همزمان به سه بُعد اخلاقي، اعتقادي و رفتاري در ترسيم الگوي متعالي از زن و تأکيد بر دستيابي به وضعيت فعال و غير منفعل، از شاخصهاي اصلي اين نگاه است؛
" پرورش پژوهشگر و کارشناس در حوزة مطالعات اسلامي زن و خانواده؛
" ارتقاي آگاهيها و تحليلها در حوزة مطالعات ديني زن و خانواده با تکيه بر اطلاعرساني روزآمد؛
" تعميق پژوهشها و کارشناسيهاي ديني در حوزة زنان و پشتيباني هدفمند از توسعه و گسترش آن؛
" پاسخگويي به نيازهاي تئوريک و دفاع از مرزهاي اعتقادي در حوزة زن و خانواده؛
" انتشار نشرية تخصصي «زنان و تازههاي انديشه» با هدف در دسترس قرار دادن مهمترين اطلاعات و تحليلها و مباحث علمي براي زنان و سوق دادن خواهران پژوهشگر به امور محتواييِ مسائل زنان.
سياستهايي که اين دفتر آنها را پي ميگيرد, عبارتند از:
" همگنسازي پژوهشها و مطالعات بنيادي و کاربردي با نيازهاي مخاطبان[1]؛
" جلب مشارکت بانوان در فعاليتهاي پژوهشي دفتر؛
" اولويتدهي به پژوهشهايي که از قابليت استفاده و تأثيرگذاري در برنامهريزي کشور برخوردار باشد؛
" اولويتدهي به پژوهشهاي اثباتي, نسبت به پژوهشهاي نقدمحور؛
" بهرهمندي از پژوهشگران ويژه در قالب هيأت علمي به منظور تشکيل هستههاي تخصصي؛
" همکاري و ارتباط مستمر با اشخاص حقيقي و حقوقي, به منظور استفاده از ظرفيتهاي علمي آنان و توسعه و تعميق پژوهشها و کارشناسها؛
" روزآمدي پژوهشها؛
" احتراز از طرحهايي که توسط ديگر مراکز پژوهشي, قابل اجراست؛
" پرهيز از ورود به دستهبنديهاي سياسي؛
" بررسي و مطالعة ميانرشتهاي پديدهها و مسائل مربوط به حوزة زن و خانواده.
5. معاونت آموزش
اين معاونت از پنج مديريت, تشکيل شده و اهم برنامههاي آن بدين شرح است:
5-1. مديريت پذيرش
اهم وظايف مديريت پژوهش بدين قرار است:
" تدوين آييننامههاي آموزشي و نظارت بر حسن اجراي آن؛
" تعيين و اعلام ضوابط پذيرش، پس از تصويب در شوراي اداري؛
" تعيين و اعلام ظرفيت پذيرش مدارس؛
" برگزاري آزمون ورودي به صورت متمرکز در حوزهها و نظارت بر حسن اجراي آن.
5-2. مديريت امتحانات
اين مديريت عهدهدار فعاليتهاي زير است:
" تهيه و ابلاغ ضوابط و آيين نامههاي امتحانات؛
" برگزاري و نظارت بر حسن اجراي امتحانات؛
" طرح سؤالات، تصحيح اوراق امتحانات و ابلاغ آنها به مدارس؛
" تعيين رتبة مدارس علميه در خصوص امتحانات نيمسال؛
" شناسايي و معرفي طلاب ممتاز.
5-3. مديريت اساتيد
بررسي و تعيين شرايط گزينش اساتيد، ارزيابي اساتيد و صدور گواهي تدريس، نظارت بر گزينش و عملکرد اساتيد در حوزههاي تابعه، شناسايي و معرفي اساتيد نمونه و برگزاري دورههاي آموزش ضمن خدمت براي اساتيد، از جمله وظايف اين مديريت است.
5-4. مديريت مدارج
اين مديريت, موظف است به:
" بررسي پروندة تحصيلي و انجام تشريفات قانوني و اعطاي مدارک علمي به طلاب فارغ التحصيل؛" برگزاري امتحان، مصاحبه و احراز ساير شرايط جهت اعطاي مدارک به فارغ التحصيلان نظام قديم؛" صدور گواهي تحصيل براي طلاب متقاضي و نيز پيگيري امور و رفع مشکلات فارغ التحصيلان پس از اخذ مدرک و پاسخگويي به استعلامهاي مربوط به مدارک علمي طلاب؛.برنامهريزي و زمينهسازي براي گسترش امکان بهره برداري از فارغ التحصيلان. 5-5- مديريت ارزيابي آموزشيعمدهترين فعاليتهاي اين مديريت, عبارتند از: " برنامهريزي، هماهنگي و اعزام هيأتهاي تخصصي ارزيابي آموزشي؛ " کشف نقاط ضعف و قوت آموزشي مدارس علميه و ارائة راهکارهاي مناسب نسبت به تقويت اين مدارس؛ " جمعبندي و اراية نتايج گزارشهاي آموزشي مدارس به مسؤولين مرکز؛ " پيگيري و اقدام مناسب نسبت به تخلفات آموزشي مدارس.
6. معاونت پژوهش
اين معاونت با ده گروه تخصصي علمي- پژوهشي و نيز شوراي برنامه ريزي آموزشي و تربيتي و مديريتهاي «برنامه ريزي آموزشي- تربيتي»، «تدوين متون و منابع آموزشي»، «خدمات پژوهشي» و «سازماندهي تحقيقات»، مجموعه امور مربوط به طراحي نظام آموزشي- تربيتي و پژوهشي و بازبيني آن، تعيين و تدوين متون درسي و کمک درسي، اطلاع رساني علمي رسانهاي و توليد نوارهاي آموزشي و کمک آموزشي ويژة اساتيد و طلاب و همچنين هدايت و سازماندهي تحقيقات خواهران طلبه را در مدارس علمية سراسر کشور عهدهدار ميباشد.
6-1. شوراي برنامهريزي آموزشي- تربيتي
اين شورا, متشکل از برخي معاونين مرکز و جمعي از کارشناسان و متخصصان علوم حوزوي بوده و مرجع تبيين اهداف، سياستها و اصول کلي حاکم بر نظام آموزشي- تربيتي و تنظيم و تدوين نهايي نظام آموزشي- تربيتي مدارس علمية خواهران و نيز ارزيابي و تصميمگيري در بارة طرحهاي مربوط به قالبها و محتواهاي آموزشي، تربيتي و برنامههاي درسي و تدوين آييننامههاي کلان تصميم گيري در مقاطع تحصيلي حوزههاي علمية خواهران است.
6-2. شوراي علمي- پژوهشي
اين شورا عهدهدار وظايف زير ميباشد:
" بررسي و تصويب طرحهاي پژوهشي، نظارت و اجراي آنها؛
" تغيير، تعيين و تأييد متون درسي؛
" تعيين و تأييد موضوعات پايان نامهها.
6-3. گروههاي علمي- پژوهشي
گروههاي علمي- پژوهشي با بهرهمندي از اساتيد و صاحبنظران به طور تخصصي به برنامهريزي علمي پرداخته که عناوين و اهم فعاليتهاي اين گروه بدين شرح است:
1. قرآن و حديث؛ 2. فقه و اصول؛ 3. اخلاق و تربيت اسلامي؛ 4. تاريخ اسلام؛ 5. فلسفه و کلام؛ 6. ادبيات عرب؛ 7. تبليغ و ارتباطات؛ 8. ادبيات فارسي؛ 9. سياسي- اجتماعي؛ 10. روشها و مهارتها.
فعاليتهاي اين گروهها عبارتند از:
" بررسي و ارزيابي اهداف مقاطع و گرايشهاي تحصيلي؛
" تعيين سرفصلها، منابع، مواد درسي و کمک درسي؛
" بررسي بازخوردهاي برنامههاي آموزشي؛
" بررسي طرحهاي تأليفي (پيشنهادي مؤلفان)؛
" ارزيابي متون در دست تأليف.
6-4. مديريت برنامهريزي آموزشي- تربيتي
اين مديريت عهده دار وظايف زير ميباشد:
" طراحي برنامهها و نظامهاي آموزشي سطوح مختلف؛
" ارزشيابي و بازنگري برنامههاي آموزشي- تربيتي؛
" نياز سنجي آموزشي، تربيتي و پژوهشي؛
" بهينهسازي سيستم آموزشي، برنامههاي آموزشي و درسي.
6-5. مديريت تدوين متون و منابع آموزشي
اين مديريت با واحدهاي زيرمجموعة خود, انجام وظايف زير را برعهده دارد:
" تعيين، تأليف و تدوين متون آموزشي- تربيتي؛
" بازبيني و اصلاح متون آموزشي- تربيتي؛
" تعيين، تأليف و تدوين متون کمک آموزشي- تربيتي؛
" تعيين، تأليف و تدوين متون راهنماي تدريس.
6-6. مديريت سازماندهي تحقيقات
اين مديريت به انجام فعاليتهاي زير ميپردازد:
" هدايت تحقيقات و پژوهشهاي خواهران طلبه؛
" ارزيابي و پشتيباني امر پژوهشي مدارس, در زمينة روش تحقيق، روش مطالعه، روش تند خواني، نگارش و خلاصه نويسي؛
" شناسايي محققان و برگزاري کارگاههاي پژوهشي؛
" انتخاب پژوهشها و پژوهشگران برتر؛
" برقراري ارتباط پژوهشي مستمر با طلاب،اساتيد راهنما و معاونين پژوهشي؛
" ارائة مشاوره، پاسخگويي به سؤالات معاونين پژوهشي، استاد راهنما و طلبه؛
" تهية کتاب شامل چکيده و خلاصه مقالات.
6-7. مديريت خدمات پژوهشي
اين مديريت ازطريق واحدهاي تابعة خود, خدمات زير را ارائه ميکند:
" توليد نوارهاي آموزشي و کمکآموزشي دروس حوزه با بهرهگيري از فناوري آموزشي؛
" آمادهسازي کتابهاي درسي مرکز(تايپ، صفحه بندي، طراحي و آمادهسازي براي چاپ)؛
" راهاندازي شبکة اينترنت و اينترانت جهت آموزش و اطلاعرساني علمي به حوزههاي علمية خواهران؛
" سازماندهي و تجهيز کتابخانة مرکز؛
" تأمين نيازهاي پژوهشي مدارس(جزوه،CD، مجله و...).
6-8. فصلنامة تخصصي «روشها»
اهدافي که اين فصلنامه در پي آن است, عبارتند از:
" اراية راهکارهاي نوين در عرصه روشهاي تحقيق، تبليغ و تدريس؛
" آسيبشناسي روشهاي تحقيق و تدريس در مدارس علميه؛
" ارائة راهکارها و روشهاي نوين در امر برنامهريزي آموزشي و درسي؛
" بازکاوي روشهاي علمي دانشمندان و مدرسان حوزه در گشته وحال.
7. معاونت فرهنگي- تربيتي
اين معاونت نيز از سه مديريت با وظايف زير تشکيل شده و موظف به انتشار نشرية مرکز ميباشد.
7-1. مديريت پرورشي
اين مديريت به منظور ارتقاي سطح اخلاقي، علمي و رفتاري طلاب، امر هدايت و نظارت بر فعاليتهاي زير را در فضاي مدرسه عهده دار است:
- " پشتيباني و حمايت از ايجاد، تکميل و گسترش هستههاي مشاوره در مدارس؛
- " پشتيباني و حمايت از ايجاد، تکميل و گسترش فعاليتهاي قرآني و تعميق علاقة طلاب به قرآن؛
- " گسترش و تعميق آگاهيها و تمايلات سياسي و مذهبي طلاب از طريق بزرگداشت اعياد و وفيات ومناسبتهاي سياسي و اعتقادي و نيز تعظيم شعائر ديني- انقلابي؛
- " برپايي همايشها و نشستهاي علمي- تربيتي و سياسي در مدارس؛
- " برگزاري مسابقات فرهنگي در داخل مدارس؛
- " هدايت، حمايت و نظارت بر تهيه و نشر جزوات و نشريات داخلي؛
- " زمينهسازي براي ايجاد نشاط جسمي و تأمين تندرستي طلاب با معرفي و گسترش ورزشهاي مناسب در مدارس؛
- " هدايت و پشتيباني از مدارس در تأمين نيازهاي بهداشتي.
7-2. مديريت تربيتي
اين مديريت امر اعتلاي اخلاقي، رفتاري و علمي طلاب را با مأموريتهاي فرامدرسهاي زير, دنبال ميکند: " برنامهريزي، حمايت و برگزاري مسابقات سراسري و منطقهاي ميان مدارس در موضوعات مورد نياز؛ " تأمين نيازهاي علمي و اخلاقي لازم و نيز گسترش روحية جمعي و مشارکت عمومي با برگزاري اردوهاي علمي، زيارتي و سياحتي؛ " تقويت روحية خيرخواهي و تعاون به ديگران و آشناسازي طلاب با مشکلات و مسائل جامعه و مردم از طريق فعاليتهاي امدادرساني و مددياري؛ " برپايي نشستهاي فرهنگي- تربيتي در سطح مدارس، شهر، استان، منطقه و کشور؛ " برگزاري دورههاي آموزشي به منظور ارتقاي وضعيت فرهنگي- تربيتي مدارس تابعه به صورت شهري، استاني، منطقهاي و ملي. 7-3. مديريت تبليغراهنمايي و هدايت حوزهها, به منظور پرورش و آمادهسازي طلاب براي حضور در عرصههاي فرهنگي و ارائه، ترويج، تبليغ و تبيين معارف ديني و مباني نظام اسلامي از طرق زير برعهدة اين مديريت ميباشد:
" شناسايي استعدادهاي طلاب در زمينة شيوههاي مختلف تبيين و ترويج فرهنگ ديني؛
" پرورش و تعميق توان طلاب در زمينة تبليغ فرهنگ ديني, از طريق آموزش شيوههاي مختلف نويسندگي؛
" آشناسازي، تمرين و آموزش عملي تبيين فرهنگ ديني از طريق سخنراني و جلسات شفاهي؛
" پرورش و ارتقاي توان طلاب در تبيين و ترويج فرهنگ و معارف اسلامي از طريق مناظره و گفتگو؛
" سازماندهي و تجهيز کتابخانههاي مدارس.
7-4. ماهنامة فرهنگي، اجتماعي و اطلاع رساني «شميم ياس»
نشرية سراسري «شميم ياس» ويژة خواهران طلبه به صورت ماهانه و به منظور تحقق اهداف ذيل در سطح حوزههاي خواهران منتشر ميگردد:
" ترسيم جهتگيري
" فرهنگ و اخلاق اسلامي مبتني بر تعاليم کتاب و سنت؛
" تعميق آگاهيهاي فرهنگي طلاب با اطلاع رساني فرهنگي و علمي و ايجاد انگيزه و نشاط در آنها؛
" تعميق آگاهيهاي روشي و محتوايي مبلغان و تبيين زي طلبگي؛
" ارتباط با طلاب و پاسخگويي به مشکلات و پرسشهاي آنان؛
" رشد تواناييهاي آنان و شکوفايي نشريههاي داخلي مدارس.
8. معاونت ارتباطات و شهرستانها
اين معاونت با در اختيار داشتن دو مديريت «امور شهرستانها» و «ارتباطات»، امور مهم سازماندهي کلان مدارس و گسترش و تعميق ارتباط مدارس را به شرح زير برعهده دارد:
8-1. مديريت امور شهرستانها
اين مديريت وظايف زير را عهدهدار است:
" هماهنگي و زمينهسازي براي اعزام هيأتهاي شناسايي حوزههاي علميه سراسر کشور, به حوزههاي مزبور به منظور ارزيابي و اخذ اطلاعات و آمار مربوط به آنها؛
" شناسايي و بررسي شرايط و توانايي متقاضيان تأسيس مدارس علميه؛
" زمينهسازي و پيگيري صدور مجوز فعاليت براي مدارس علميه؛
" شناسايي مناطق نيازمند مدرسة علميه و زمينهسازي و حمايت از تأسيس مدارس در اين مناطق؛
" ايجاد هماهنگي ميان مؤسسان و مديران مدارس؛
" هدايت و نظارت بر عملکرد مؤسسان و مديران مدارس؛
" زمينهسازي براي ارتقاي سطح علمي، اخلاقي و رفتاري مديران حوزهها و برگزاري دورههاي آموزشي و تربيتي براي آنها؛
" هدايت و حمايت از مؤسسان و مديران در حل مشکلات و مسايل مدارس؛
" رسيدگي به امور مدارس تعطيل و يا منحل شده؛
" انجام امور مربوط به نقل و انتقال و مرخصي مديران؛
" تأسيس مديريتهاي منطقهاي و پيشنهاد مديران آنها.
8-2. مديريت ارتباطات
وظايف اين مديريت شامل موارد زير ميباشد:
" ارتباط با شخصيتها و سازمانها به منظور معرفي مرکز؛
" معرفي مرکز از طريق نشريات عمومي، جزوات و رسانههاي گروهي و...
" زمينهسازي حضور، مشارکت و معرفي مرکز در همايشها و مجامع مرتبط با حوزههاي علميه؛
" بررسي نظرات و مطالب منتشره نسبت به مرکز، ارزيابي و پاسخگويي به آنها؛
" برگزاري مجامع و گردهمآييهاي سراسري و منطقهاي؛
" اعلام مواضع مرکز در مناسبتهاي گوناگون، در قالب اطلاعيه و بيانيه؛
" برگزاري مصاحبه با رسانههاي عمومي در چارچوب ضوابط مرکز؛
" ارسال پيامهاي تبريک و تسليت؛
" پاسخ به نامههاي عادي اشخاص در صورتيکه مربوط به مسائل کلّي حوزههاي علمية خواهران باشد؛
" ارتقاي علمي و اخلاقي کارکنان مرکز.
9. معاونت اداري- مالي
مديريتهاي اين معاونت به اين شرح ميباشند:
9-1. مديريت مالي
اين مديريت انجام امور زير را بر عهده دارد:
" انجام امور مالي مرکز از جمله پرداخت دستمزدها و ساير هزينههاي جاري و سرمايهاي؛
" پرداخت هزينههاي قانوني مربوط به پرسنل و مرکز به سازمانهاي تأمين اجتماعي و اقتصاد و دارايي و حل و فصل امور مربوط به اين دوسازمان؛
" پيگيري دريافت مجموعه وجوه، اعتبارات و اسناد مالي قابل پرداخت به مرکز؛
" انجام عمليات حسابداري مرکز؛
" هدايت و نظارت بر حسن انجام امور مالي مدارس علمية تابعه؛
" ثبت و ضبط و بايگاني اسناد.
9-2. مديريت اداري
" ادارة امور کارگزيني، استخدامي و حقوقي کارکنان مرکز؛
" ارائة خدمات موتوري به مرکز؛
" ارائة خدمات بهداشتي و مخابراتي به مرکز؛
" انجام امور ساختماني و تأسيساتي مرکز و تشکيلات وابسته؛
" حفاظت و نگهداري از اموال و امکانات مرکز؛
" نظارت بر حسن انجام امور اداري در حوزههاي تابعه،
از فعاليتهاي اين مديريت ميباشد.
9-3. مديريت پشتيباني
اين مديريت عهده دار مسؤوليتهاي زير است:
" تهيه و ارسال لوازم و امکانات مورد نياز مدارس تابعه، از جمله کتب درسي و تربيتي؛
" ارسال کمکهاي نقدي و غير نقدي پيشبيني شده در بودجههاي ساليانه به مدارس؛
" زمينهسازي تدارک و توزيع ارزاق يارانهاي؛
" انجام حمايتهاي مالي از مدارس در تجهيز و تعمير آنها؛
" فراهم نمودن زمينة بهبود امکانات رفاهي براي مدارس و حمايتهاي حقوقي از آنها؛
" هدايت و نظارت بر ساخت و ساز و انجام امور عمراني مرکز و مدارس تابعه.
" ساماندهي امور اجرايي مرکز و استفادة بهينه از امکانات و ارتقاي کيفيت پشتيباني از معاونتها در انجام امور اجرايي آنان از قبيل اردو، مسابقه، دورههاي آموزشي، نشستها و همايشهاي آموزشي، تربيتي و پژوهشي؛
" انجام امور اجرايي مربوط به هر گردهمايي، شامل تهيه و تجهيز محل، تأمين صوت و تصوير، تهيه و انجام پذيرايي و تأمين محل استراحت مدعوين.
جامعه الزهرا
![]()
مدرسه دارالشفا

مدرسه غياثيه (پامنار)

مدرسه جهانگيرخان

مدرسه آملیه
مدرسه آیة الله گلپایگانی
مدرسه آیة الله مرعشی نجفی
مدرسه ابوالصدق
مدرسه امام الحسین(ع)
مدرسه الامام العسکری(ع)
مدرسه الامام المهدی(ع)
مدرسه الامام الهادی(ع)
مدرسه الرسول الاعظم(ص)
مدرسه السید حسن الشیرازی
مدرسه الوندیه
مدرسه امام الخامنه ای
مدرسه امام باقر(ع)
مدرسه امام حسن مجتبی(ع)
مدرسه امام خمینی(ره)
مدرسه امام صادق(ع)
مدرسه امام هادی(ع)
مدرسه امیرالمؤمنین(ع)
مدرسه بعثت
مدرسه جابربن حیان
جامعة الزهراء (خواهران)
مدرسه جعفریه
مدرسه حاج سید صادق
مدرسه حاج غضنفر
مدرسه حجتیه
مدرسه حسنیه
مدرسه حضرت معصومه(س) (خواهران)
مدرسه دارالشفاء
مدرسه رسول اکرم(ص)
مدرسه سعادت
مدرسه شرف الدین عاملی
مدرسه شهابیه
مدرسه شهید صدر
مدرسه شهیدین
مدرسه صادقیه
مدرسه صدوق
مدرسه عالی قضایی
مدرسه علوی
مدرسه فاطمیه
مدرسه فیضیه
مدرسه قدیریه
مدرسه کرمانی ها
مدرسه معصومیه
مدرسه مهدی موعود(عج)
مدرسه نایینی
مدرسه وحیدیه
مدرسه ولی عصر(عج)
مدینة العلم
معهد الدراسات الاسلامیه
مکتب المهدی(عج)
مکتب توحید